تبليغاتX
icon
بعد از خدا فقط تو

بعد از خدا فقط تو

بدون تو دنیا رو نمیخوام

همسر عزیزم مینو جونم روزت مبارک

همسرم مینو: قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند... 

همسرم مینو جونم ای لطیف ترین گل بوستان هستی تو شگفتی خلقتی تو لبریز عظمتی تو را دوست دارم و می ستایمت! 

دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم. 

همسرم مینو عزیزم  هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست ! 

همسر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان

 در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...

روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت همسرم مینو جانم روزت مبارک .

کدامين شاخه گل زيبا را به خاطر روزت

تقديمت کنم که وجود نازنينت عطر تمام  

گلهاست مینو... 


همسرم عزیزم مینو جونم  روزت مبارک  خیلی دوست داشتم امروز کنارت باشم اما خودت 

می دونی سرباز هستم از راه دور دستات رو می بوسم البته هدیه روز زن که پیشم محفوظه 

 انشاا.. تو اولین سفر به زودی که مییام پیشت تقدیمت می کنم

من برای تو و به عشق تو زندگی می کنم عزیزم مینو 

روز زن به همسرم عزیزم مینو جونم ، مادر و مادر زن مهربانم تبریک می گم 

همسرم عزیزم مینو ، روز زن فرصتی برای ابراز عشق من به توست 

و من با همه توانم صمیمانه تو را میبوسم و دوستت میدارم . . .

همسر عزیزم

هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر

با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر

بر التهاب سرخ تنت نقش می زند

هر روز طرح پیرهنی عاشقانه تر

دوستت دارم ، روزت مبارک

 

همسرم ؛ ای که در تاروپود وجودم و در جای جای قلبم

حضورت همیشه احساس می شود .

تو که گرمی بخش زندگی ام هستی ، همیشه دوستت می دارم .

روزت مبارک مینو جونم .

 

عزیزم آهنگ صدایت زیبا ترین ترانه زندگیم

نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم است

پس با من بمان تا زنده بمانم ..


همسر عزیزم مینو روزت مبارک

[ 91/02/22 ] [ 13:27 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مروری بر گذشته

سلام به دوستان گل مجازی... حالتون چطوره ؟ما رو نمی بینید خوش میگذره ؟ :cam:

بچه ها چند تا سوال پرسیده بودید در مورد نحوه آشنایی و از این حرفا که در این پست مختصر و مفید بهتون جواب میدم.

من و منصور جان ۲۰تیرماه ۹۰ با هم آشنا شدیم البته منصور من رو از ۲سال قبل میشناخت ولی خب خجالت میکشید حرفی بزنه.wow_red

منصور جان پسرعموی دبیر دوران دبیرستانمه ،دیگه اینطوری شد که آشنا شدیم.تقریبا ۳ماه واسه آشنایی وقت خواستم و خلاصه مورد تاییدم قرار گرفت و ۱مهر ماه تماس گرفتن برای خواستگاری و ۱۳ مهر اومدن خواستگاری و ۸ آبان نامزد کردیم و صیقه عقد موقت خوندیم و تاریخ عقددائم و عروسی مشخص شد.(اینا رو من مفصل قبلا گفتم)

منصور جان متولد ۶۸ ،منم متولد ۷۲ هستم.

خانواده هامون با هم در ارتباط هستن و خیلی باهم جینگ شدن

من و منصور شرعا زن و شوهر محسوب میشیم و انشاالله شهریور هم رسما ثبتش میکنیم

مهریه من ۱۳۷۲ سکه هستش که قراره منصور جونم سر عقد ۳شمش طلا بهش اضافه کنه ،۳به نیت خودم و خودش و خدا جون...

بچه ها دعا کنید که جواب آزمایش عقدمون مثبت باشه البته اگر هم منفی باشه با رضایت خودمون ازدواج میکنیم.

428255_223241157765542_100002389772666_459526_1680292759_n.jpg

منصور نمیدونم با دلم چیکار کردی که روز به روز بیشتر بهت دلبسته میشم دیگه به جایی رسیدم که جدایی از تو محال شده...

۲۰تیر ماه حتی فکرش هم نمیکردم یه روزی برسه که نبودت منو مثل شمع آب کنه...

منصور بیا منو ببر پیش خودت دارم دیوونه میشم...

beating_heart

دارم دق میکنم شوهری کمکم کن:bag:

[ 91/02/03 ] [ 21:48 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

خاطرات عید نوروز 91

سلام به تمام دوستای جون جونی که تو این مدت ما رو فراموش نکردن و با نظراتشون ما رو دلگرم کردن و یه سلام ویژه به شوهری جونم که الهی درد و بلاش بخوره تو فرق سر تمام دشمنامون...

خیلی دلم میخواد لحظه به لحظه زندگی خودم و منصور رو اینجا بنویسم اما خب نمیشه دیگه به بزرگی خودتون ببخشید رفقا ، من و منصور خیلی گرفتاری داریم...

توی این پست میخوام از خاطرات عید بگم

آخی عید هم گذشت و خاطراتش موند

یادش بخیر  از ۱ماه قبل عید برنامه ریزی کرده بودیم واسه هفته دوم عید که قرار بود بریم اصفهان

هفته اول عید اگر چه بد گذشت ولی خب بالاخره گذشت راستش خیلی اذیت شدم ولی مهم نیست آخه بزرگ شدم ،من تازه اول راهم باید کلی سرم به سنگ بخوره تا راه و چاه رو یاد بگیرم الان که به اون موقع فکر میکنم به سادگی خودم خندم میگیره ،بی خیال بگذریم....

۸فروردین رفتم آرایشگاه حسابی به خودم رسیدم آخه ۳روز بعد باید میرفتیم اصفهان

خب بالاخره روز موعود رسید و جمعه ۱۱فروردین شدصبح زود ساعت ۵ صبح بیدار شدم و ساکم رو بستم واسه سفر ،حس عجیبی داشتم خیلی دلم از اهواز و آدماش گرفته بود دلم میخواست واسه همیشه ساکم رو بردارم و برم پیش منصور ،تنها آدمی که آزارم نمیده...

خلاصه سوار ماشین شدیم و رفتیم به سمت خروجی شهر ،وقتی از اهواز لعنتی خارج شدیم از خوشحالی گریم گرفت با خودم گفتم کاش میشد دیگه برنگردم ...

تمام راه رو با منصور جونم اس بازی کردیم

خلاصه ساعت ۳بود که وارد اصفهان شدیم ،وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای انگار دنیا رو بهم دادن ،چه ارامشی چه هوایی چه مردمی ،بوی زندگی رو حس کردم بخدا ...

رفتیم توی مهمانپذیر ساکن شدیم ،مامان و بابا استراحت کردن اما من نشستم جلوی آینه و آی داشتم خشکل میکردم آی خشکل میکردم آی خشکل میکردمخلاصه ساعت ۵ عصر شد و ما راه افتادیم به سمت خونه همه کسم منصور جونم اینا ،سر راه یه جعبه شیرینی هم گرفتیم و خلاصه رسیدم دم در خونه..

منصور جونم در رو باز کرد آخ الهی قربونش بشم یه تیپ مردونه ای زده بود که بیا و ببین دلم میخواست بپرم بغلش بوسش کنم ولی جلو خودمو گرفتم

راستی یادم رفت که بگم این اولین باری بود که میرفتیم خونه منصور اینا ،وای اگه بدونید چقدر تحویلم گرفتن خر ذوق شدمتوی خونشون یه آرامش خاصی داشتم انگار خونه خودمونه دلم میخواست یه مدت طولانی خونشون بمونم

خلاصه بعد از کلی بگو بخند و صرف شام که ساعت ۱۱ شب شده بود رفتیم تو اتاق منصور وای وای وای وای درو قفل کرد و محکم بغلم کرد و همه جامو بوسید بعدم خوابوندم رو تخت و...........وارد جزییات نشیم دیگه سانسور داره

تا۲ شب تو بغل هم بودیم و خانواده ها هم داشتن گل میگفتن و گل میشنیدن

وای چه ارامشی داشتم توبغل منصور ،برای اولین بار بود که بی هیچ مرز و پوششی خودمو به آغوش یه مرد سپرده بودم البته قبلش باهم عشق بازی داشتیم ولی نه اینجوری

گرمای تنش ،بوسه هاش ،داغی لباش منو مست کرده بود جوری که دنیا و ادماش فراموشم شده بود

نمیدونم چطوری احساس اون شب رو بیان کنم ولی هنوز مزش زیر زبونمه ،تازه فهمیدم چقدر عاشقشم

خلاصه شب بی نظیری بود...

ساعت طرفای ۲ بود که رفتیم مهمان پذیر ،آخ که دلم نمیومد برم ولی خب دیگه رفتیم ...

خلاصه صبح شد و طبق معمول کلی به خودم رسیدم و بعد زنگ زدم به منصور جونم که آماده بشه بریم دنبالش ،اصفهان گردی

من و مامانی و بابایی از مهمانپذیر زدیم بیرون و سرراه منصور جون رو سوار کردیم بعدش رفتیم گشت و گذار

اگه بخوام کلش رو بگم یه رمان میشه اما در همین حد بگم ک تا ۱۶فروردین یعنی چهارشنبه اصفهان بودیم و اکثر جاهاشو گشتیم ،باغ پرندگان - منار جنبون - سی و سه پل - میدون امام -آتشگاه و ...

از همه مهم تر کافینت و شرکت منصور جونمو دیدم راستی برای اولین بار بریونی هم خوردم

یه خاطره از میدون امام میگم البته شاید باورش سخت باشه چون خودم هنوز هنگم...

عصر شنبه ۱۲فروردین توی میدون امام رو چمنا نشسته بودیم تنهای تنها (مامان و بابا توی بازار داشتن خرید میکردن) و داشتیم بستنی فالوده میخوردیم وای کلی دلقک بازی در اوردیم چقدر خندیدیم دوست دارم اون روزا برگرده ،من از سرما داشتم بندری میرفتم خیلی سردم بود منصور هم محکم بغلم کرده بود الهی دورش بگردم گرمای تنش گرمم کرد،خلاصه بستنی که تموم شد بلند شدیم یه دوری بزنیم که یه پیرمردی صدامون کرد گفت جوونا یه دقیقه بیاید کارتون دارم،رو به من گفت تو دختر خوبی هستی اما شوهرت خیلی خیلی خیلی پسر خوبیه قدرشو بدون من ادم شناسم مثل این مرد هیچ جای این دنیا پیدا نمیکنی ،بهم گفت دخترم کاری نداشته باش که کی چی میگه کی چی داره کی چیکار میکنه توکلت به خدا باشه بنده کیه ،شما خونه دار میشید بچه دار میشید وضعتون توپ میشه بی نیاز از مال دنیا میشید قدر هم رو بدونید شما دوتا خیلی پاکید ،بعد به منصور گفت زنت دختر خوبیه فقط خیلی ساده است هواشو داشته باش بعد هم داستان زندگیشو تعریف کرد....خلاصه بعد از ۱۵دقیقه ازش خداحافظی کردیم و رفتیم بعد یه لحظه برگشتم پشت سرمو نگاه کردم دیدم نیست !!!

احساس میکنم اون پیرمرد یه فرشته بود ،عجیبه که بعد از حرفاش کلی آروم شدم دیگه به هیچ قیمتی از منصور جدا نمیشم واقعا راست میگفت که مثل منصور هیچ جا پیدا نمیکنم واقعا منصور یه دونه است قربونش بشم...

بعدهم رفتیم از بازار میدون امام منصور واسم یه دستبند رفع چشم زخم و یه کیف پول سنتی خرید

منصور میگه دستبند رفع چشم زخم همیشه دستت باشه که کسی چشمت نزنه ،منم به عشق منصور همیشه تو دستمه...

خلاصه خیلی این چند روز خوش گذشت اما هر آمدی یه رفتی هم داره...

بالاخره روز وداع موقت رسید....

سه شنبه ۱۵ فروردین بود ،شب بود ساعت ۱۲ تو اتاق منصور ،سرمو گذاشته بودم رو شونه هاش و گریه میکردم منصور هم گریه میکرد ...(وای خدایا هیچوقت من و منصور رو از هم جدا نکن )

شب سختی بود خیلی عذاب کشیدیم دلمون میخواست کنار هم بمونیم همش میگفتیم کاش عروسی کرده بودیم....

همش میگفتیم اخه خدایا تا کی از هم دور باشیم ؟؟

اینقدر گریه کردم که حالم بد شد منصور هم به خاطر من اشکاشو پاک کرد شروع کرد به دلقک بازی و جک گفتن و ترانه خوندن که حال من خوب بشه اما حال من وقتی خوب میشه که شب عروسیمون برسه انشاالله

یه لیوان اب بهم داد ماساژم داد تا یکم سر حال اومدم بعدم یه حال اساسی بهم داد که همه چی یادم رفتوووووووووووووووووووووووووی خدا نکشت شوهری چه کارایی میکنی شیطون بلا

شب آخر با هم کلی عهد و پیمان بستیم کلی قرار گذاشتیم خلاصه اتمام حجت کردیم که تا ته دنیا با هم بمونیم ..

یا منصور یا هیچکس.....

خلاصه فرداش هم به سمت اهواز حرکت کردیم ....

دوستای گلم نتونستم اونجور که باید و شاید تعریف کنم ولی در همین حد بگم که این سفر بهترین سفر زندگیم بود یه جورایی درس گرفتم ،منصور طفل معصوم تا الان هیچی واسم کم نذاشته خدایی یه شوهر نمونه است همه دخترا آرزشو دارن کاش من لایقش باشم کاش کاش کاش....

آنقدر عشق ترا در دل خود جای دهم
که خجالت زده آیی و بگویی که بس است

واسم دعا کنید این روزا خیلی داغونم ،دوری منصور دیوونم کرده فقط میخوام برم اصفهان پیش منصور میخوام برم برم برم برم

اگه منصور نباشه خودمو میکشم یه جوری که زنده نمونم دیگه ،جونم به جون منصور بسته

از راه دور لباتو میبوسم مرد رویاهای من

 

[ 91/01/28 ] [ 23:17 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

تقدیم به خانوم گلم

آرزوی من اینست
که دو روز طولانی
درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست
یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من اینست
که تو مثل یک سایه
سر پناه من باشی
لحظه تر گریه

آرزوی من اینست
نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من اینست
هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری
مستی تو من باشم

آرزوی من اینست
تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی
آرزوی من اینست
در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم
لحظه ای لب دریا

آرزوی من اینست
از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن
اوج آرزویی تو
آرزوی من اینست
مثل لیلی و مجنون
پیروی کنیم از عشق
این جنون بی قانون
آرزوی من اینست
زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم
تو برای من تنها

تو مال منی خانوم کوچولوی خوشکل ، خار به پات بره زمین و زمان رو بهم میریزم...

[ 91/01/27 ] [ 13:55 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دلگیرم از خودم...

سلام یه سلام پر از پشیمونی به شریف ترین مرد روی زمین که من نا لایق تو قلبش لونه کردم...

منصورم همه کسم زندگیم منو ببخش من بدون تو نابود میشم...

هیچوقت هیچکس رو به اندازه تو دوست نداشتم و نخواهم داشت ،تو عشق اول و آخر منی...

دیشب شب عجیبی بود از ۱شب تا ۷ صبح حرف زدیم و گریه کردیم و عهد بستیم که دیگه نذاریم کسی بینمون فاصله بندازه...

منصور درکم کن من خیلی بچه ام  تنهایی با آدم چه کارا که نمیکنه... آخ آخ آخ

خدا لعنتش کنه خدا ازش نگذره خدا روزگارشو سیاه کنه به حق اشکای دیشبم به حق حال بد دیشبم یه روز خوش نبینه ،منصور خودت میدونی کی رو میگم پس لازم نیست اسم بیارم...

خیلی بی ارزش بود بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی بی ارزش بود و هست ولی انصافا این جواب خوبی های من نبود خدا ازش نمیگذره ،مگه نه منصور ؟

اون بی معرفت با تمام بدیهاش فقط یه خوبی داشت ،اونم این بود که فهمیدم چقدر تو و مادر و پدرم رو دوست دارم و چقدر واسه من زحمت کشیدید...

مرد من سنگ صبور من با دنیا عوضت نمیکنم ،به شرافتم قسم بیشتر از جونم دوستت دارم و عاشقتم و باور کن میپرستمت گل نازم...

سکوتم را به باران هدیه کردم 

                                        تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت

                                     به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

مدیونتم از اینکه مثل همیشه عین یه کوه پشتم وایسادی و بهم گفتی مینو بهم تکیه کن نمیذارم بشکنی...

وقتی دستام تو دستاته همه دنیا مال منه

وقتی سرم رو شونته کلی دلم دیوونته

منصور تنهام نذار که خورد میشم پیر میشم از پا میفتم...

به امام حسین زندگی بدون تو یعنی مرگ...

ما از نو شروع کردیم و کلی واسه آینده ها نقشه کشیدیم ،وای به مولا قسم انگار تازه متولد شدم...

گور بابای همه ،خودمون رو عشقه

[ 91/01/08 ] [ 22:7 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

خدا جونم همه لحظه هامونو به خودت میسپاریم

http://www.pgsint.net/userimages/items/c27447.jpg

همسرم مينو جونم دوستت دارم بيش از هميشه

بي تو ميميرم

خدا جونم همه لحظه هامونو به خودت میسپاریم

[ 91/01/08 ] [ 21:2 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سال نو مبارک ...

دوستای گلم سال نوی همتون مبارک

دعا کنید عید سال دیگه من و منصور کنار هم باشیم

یا مقلب القلوب و الابصار


Oh reformer of hearts and minds


یا مدبر الیل و النهار


Director of day and night



یا محول الحول و الاحوال


and transformer of conditions



حول حالنا الی احسن الحال


Change ours to the best in accordance with your will


سال نو مبارك


Happy New Year

[ 91/01/01 ] [ 0:0 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

همیشه همه چیز گفتنی نیست...

دوستت دارم مینو جونم

بی تو من هیچم

بعد از خدا فقط تو

[ 90/12/20 ] [ 19:47 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ميدوني چقدر دوست دارم مينو جونم؟

مينو جونم همسر عزيزم دلتنگنم بعد از آموزشي تازه فهميدم اگه يه ثانيه نباشي چي ميشه!!

بي تو هر لحظه قلبم مي گيره دوستت دارم ،بي تو مي ميرم خانومي من عاشقتم

اي خداي مهربون تو همين كه مينو رو به من دادي شكر اما خدا جون صبر هم بده دورري

سخته دلتنگي زياده همش احساس مي كنم يه چيزي كم دارم اصلا حوصله حرف زدن

كسي جز مينو رو ندارم

دوست دارم عزيزم مينو جونم

دوستان دعا كنيد فرا بايد برم پادگان دعا كنيد اجازه بدن صبح تا ظهر باشم و

عصرها بتونم پيش مينو جونم باشم به خدا توان ندارم ديگه دور از مينو جونم باشم


همين حالا كه داشتم مي نويشتم يه اتفاق خوب افتاد مينو جونم از دانشگاه برگشت

و با هم 20 دقيقه صحبت كرديم چقدر خدا مهربونه واقعا آروم شدم خستگي و كسلي

صبح تا حالا از وجودم رفت مينو جونم مثل من تو دانشگاه بي تابم بوده و دلش تنگ شده بود


برا عشق و زندگي مينو جونم و من دعا كنيد


[ 90/12/09 ] [ 18:22 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سلامی به رنگ زندگی دوباره

سلام به نفسم مینو جونم و تمام دوستای عزیز

بعد از 2 ماه اومدم خیلی سخت گذشت اما دوست دارم سختی هاشو بنویسم تا همه بدونن

من ومینو جونم برای به هم رسیدن چقدر سختی کشیدیم و این نتیجه عشق پاک و صادق

مینو جونم هست

چقدر سخت بود لحظاتی که گوشی تلفن خاموش کردم روز جمعه ساعت 12 دقیقا

دوم دیماه برای اعزام سوار اتوبوس بشم

چقدر سخت بود لحظاتی که رسیدم سر در پادگان آموزشی دیدم دلم گرفت بر می گشتم

پشت سرمو میدیدم شاید راهی بود برای برگشتکه نبود فقط انتظار

چقدر سخت بود لحظاتی که می خواستم اولین شب سر روی بالشت بزارم و بخوابم

اما صدای مینو رو نشنیده باشم

چقدر سخت بود لحظات  صبح  روز اول داشتن توجیح می کردن اما حواسم به نفسم بود

الان کجاست چی کار می کنه داره می ره دانشگاه ؟؟ کسی اذیتش نکنه؟؟؟

چقدر سخت بود لحظاتی که فکر می کردم الان درد و دل هاش به کی میگه وقتی ناراحته چه

طور آروم میشه (کی اشکات و پاک میکنه شبا که غصه داری....)

چقدر سخت بود لحظاتی که غروب پادگان دلم می گرفت می دونستم دل مینو هم گرفته

چقدر سخت بود لحظاتی که لب جوی آب تو پادگان می نشستم و به عشقم فکر میکردم آه

می کشیدم

چقدر سخت بود لحظاتی که امتحان داشت دلم می خواست دلداریش بدم روحیه بهش بدم

چقدر سخت بود لحظاتی که دلم برای اس ام اس هاش تنگ شده بود

چقدر سخت بود لحظاتی که دلم می خواست مینو قهر کنه من نازشو بخرم قربون صدقه اش برم

چقدر سخت بود لحظاتی که شنیدم مرخصی میان دوره لغو شد

(اما به یاری خدا آخر فرمانده به من با متاهل ها مرخصی داد)

چقدر سخت بود لحظاتی که این شعر رو می خوندم تمام وجودم می لرزید بغض تو گلوم گیر می کرد

(کی با یه جمله مثل من می تونه آرومت کنه .....)

چقدر سخت بود لحظاتی که دلم می خواست برا دوریش گریه کنم اما غرور مردونگی نمی گذاشت

جلوی آدم ها گریه کنم و همش قدم می زدم ُفقط من پیش مینو گریه می کنم!!!!!

چقدر سخت بود لحظه ای که سر گروهبان بهم توهین کرد دلم می خواست بزنمش اما فقط به

خاطر اینکه به مینو زود تر برسم و مشکلی پیش نیاد تو وجودم شکستم.....

چقدر سخت بود وقتی میان دوره رفتم اهوازموقع خدا حافظی پاهام می لرزید نمی خواستم برگردم

چقدر سخت بود لحظاتی که پشت تلفن فهمیدم کسی مزاحم نفسم شده دلم می خواست از رو

زمین محوش کنم اما تو حصار بودم( البته با تلفن آدمش کردم) من پشت و پناهه مینو هستم مرد

زندگیش هستم یه وقت ها میشه که شاید دلم از پر کاه نازک تر میشه و سر کج می کنم و گریه میکنم

خیلی مهربون یا هر کاره دیگه فقط جلوی مینو جونم اما یه وقت هایی هم که مثل یه مرد با

روحیه خشن مردونه میشم پشت و پناهش میشم کوهی که به راحتی مینو جونم بهش تکیه کنه

چقدر سخت بودلحظاتی که حس می کردم پشت تلفن مینو جونم به من بیشتر نیاز داره و این دقیقه

های کم که صحبت می کنیم بازم نمی تونه جای منو پر کنه

چقدر سخت بود لحظات غروب جمعه تو پادگان وای خدای من ، بدون مینو دیونه کننده بود

چقدر سخت بود لحظاتی که خودمو می خواستم کنترل کنم اما بازم پشت تلفن صدا گریمو

شنید...........

چقدر سخت بود لحظاتی که یکم دیر می شد زنگ بزنم وجودم استرس می گرفت

چقدر سخت بود لحظاتی  که مینو نفسم دیر جواب می داد از نگرانی می مردم

چقدر سخت بود لحظاتی که دیگه صبر نداشته باشی عصبی بشی من که خیلی صبورم دیوانه

شده بودم

چقدر سخت بود لحظاتی که تو پادگان می رفتم کنار جایگاه شهدای گمنام و باهاشون حرف می

زدم و...

چقدر سخت بود لحظاتی  که به هر جا نگاه می کردم فقط مینو رو می دیدم فقط و فقط مینوووووووووو

چقدر سخت بود لحظاتی که دیگه هیچ امیدی نداشتم اما فقط به عشق برگشتن دوباره و رفتن

پیش مینو جونم آروم می شدم

چقدر سخت بود لحظات  در کنار باجه تلفن

چقدر سخت بود لحظات سکوت که پر از درد بود

چقدر سخت بود لحظات گریه کردن نفسم پشت تلفن که دلم می خواست

دنیا نباشه اما مینو گریه نکنه

چقدر سخت بود سخت بود سخت بود وای خدای من

دیگه توان نوشتن ندارم با این همه سختی ها ولی جفتمون تحمل کردیم و الان در کنار هم هستیم.

من وقتی برگشتم اصفهان 2 روز رفتم اهواز پیش نفسم و امروز برگشتم خونمون.

2 روز خیلی خوب بود.من و مینو  رفتیم شهربازی ...خیلی خوش گذشت

لحظاتی که تو آغوش هم بودیم عالی بود ...

خلاصه خیلی خوب بود این ۲روز خیلی خندیدیم

تمام این سختی ها با 2 تا قطره اشک از بین رفت و دوباره زنده شدم با نوازش ها بوسه ها

بهار تو دلم شکل گرفت . تو آغوش گرمت زندگی واقعی بود.....

دلم برا همه لحظایی که گزارش ثانیه به ثانیه میدیم به هم که الان کجاییم داریم

     چی کار می کنیم و... تنگ شده

همسرم وقتی دلتنگیت رو خوندم خیلی خدا رو شکر کردم که الان کنار هم هستیم و

  همدیگه رو دوست داریم بعد از خدا فقط تو

مینو جونممممممممممممم بی تو من رنگ و بویی ندارم

همین جا جلوی همه میگم من تا آخر عمر مدیون صبر ،شکیبایی، مهربانی، پشتیبانی، دلگرمی،

بخشش هات هستم مینو جونم

دیگه هیچ وقت تنهات نمیگذارم دیگه تحمل ندارمممممممممممم

دوست دارم مهربانم

اما هرچه هست تو مال من هستی و من مال تو ای مهربان ترین همسر دنیا

خدایا شکرت مینو مال منه 

راستی به لطف و برکت مینو جونم و دعا هاش من افتادم اصفهان ادامه سربازی رو 

دیگه نمیزارم احساس تنهایی و قربت و دلگیری داشته باشی نفسم

یا علی

برا من و مینو جونم دعا کنید

[ 90/12/06 ] [ 20:2 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

حال بدی دارم...

سلام ...

یه سلام پر از درد ،یه سلام پر از غم ،یه سلام پر از بدبختی ،یه سلام پر از دلتنگی ،یه سلام پر از گریه ،یه سلام پر از حال بد....

بابام با عقد من و منصور که عید باشه مخالفت کرد و گفت الان زوده ،تابستون بهتره....

خیلی دلم گرفته اصلا روحیه خوبی ندارم ،تنهام خیلی تنهام....راستی منصور ۱دی رفت سربازی

از وقتی یادمه تا میخندیدم بعدش غصه بود آخه چرا هیچکس نمیخواد من خوشحال باشم؟؟

از وقتی یادمه تنها رفیقم تنهایی بود...

از وقتی یادمه همیشه چشمام گریون بود....

ای خدا من هیچکسی رو ندارم که سرمو بذارم رو شونش و گریه کنم ،به دادم برس خدا دارم از دست میرم....

الان تعطیلات میان ترمه چند روزه دیگه ترم دوم شروع میشه ،نمیدونم با چه روحیه ای برم دانشگاه...

کاش منصور کنارم بود البته روزی ۲ بار زنگ میزنه ولی کافی نیست ،من منصور رو همیشه میخوام .بوسه هاشو ،نوازششو ،آغوش گرمشو ،محبتشو برای تمام عمر میخوام.....آخ که چقدر دلم تنگشه

یه هم صحبت میخوام واسه درددل ،یه بغل میخوام واسه گریه ،یه سنگ صبور میخوام واسه گلایه هام اما هیچکسی رو ندارم....

انگار بازم باید خودمو بکشم تا یکی دلش به حالم بسوزه...من منصور جونمو میخوام

خدایا تو منو تنها نذار و تنها کسم منصور رو واسم نگه دار....

اما هر چه که هست تو این را بدان و مطمئن باش که "تو" تنها مال "من" هستی نه هیچکس دیگر... 

در محفل دوستان به جز یاد تو نیست / آزاده نباشد آنکه آزاد تو نیست
شیرین لب و شیرین خط و شیرین گفتار / آن کیست که با این همه فرهاد تو نیست ؟

خیلی حالم بده ،واسم دعا کنید که طاقت بیارم...

[ 90/11/13 ] [ 14:28 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ریاضی بی حال تبدیل شد به ریاضــــــی با حال در کنار همسرم

به نام خدای مهربان و شکر به خاطر اینکه مینو رو به من هدیه داد

سلام به نفسم مینو جون و سلام به همه دوستان مهربون که با نظر های زیباشون باعث خوشحالی من و مینو جون میشن...

بی مقدمه براتون تعریف کنم که بعد از 2 هفته یک شنبه صبح ساعت 8:30 رسیدم اهواز و با یه شاخه گل و یک هدیه رفتم سمت خونه نفسم .پدر همسرم اومد در رو باز کرد رفتم داخل بعد مینو جونم فرشته پاک منصور اومد جلو من هدیه ها رو بهش دادم و با هم رفتیم تو اتاق و من ساکم رو گذاشتم تو اتاق و رفتیم تو پذیرایی..وای چقدر اروم بودیم جفتمون بعد از احوال پرسی 2 تایی رفتیم صبحانه خوردیم وبعد با همسر مهربونم رفتیم تو اتاق و اونجا مینو جونم یه سری هدیه(شلوار پارچه ای ،پیراهن ، شلوار و پیرهن گرم کن ورزشی و 2 تا تی شرت قشنگ) به من داد که خانوادش زحمت کشیده بودند وای چه قدر خوشحال شدم و انقدر زحمت کشیده بودن که خجالت می کشیدم . من یه جی باکس برا نفسم آورده بودم با هم توی اتاق مینو به تلویزیونش وصلش کردیم. تقریبا تا ساعت 2 طول کشید و بعد همگی رفتیم تو نهار خوری و من کنار نفسم نشستم و با هم غذا خوردیم و بعدش رفتم نماز خوندم .چشمام خواب خواب بود مینو جونم گفت: عزیزم میخوای رو تختم بخوابی ؟منم از خدا خواسته گفتم آره اما 30 دقیقه دیگه بیدارم کن وای همه جای تخت بوی مینو رو میداد اولین خواب با آرامش زندگیم بود ...وای چه قدر خوبه با صدای همسرت از خواب بیدار بشی و چقدر با آرامش بود مینو منو بیدار کرد فداش بشم که یک ساعت گذاشت بخوابم.کم کم  بیدار شدم و نماز مغرب و عشا رو خوندم و مینو جونم لباس پوشید با هم  رفتیم بیرون و قدم زنان تا پیش آژانس رفتیم، با تاکسی تا خیابان امام رفتیم ساعت تقریبا 7:15 بود که رفتیم سینما قدس اول خیابان امام و فیلم پرتغال خونی رو دیدیم. من و مینو جونم توی بغل هم عاشقونه فیلم رو دیدیم و بعد فیلم رفتیم  بازار قدم میزدیم و رفتیم برا مینو جونم عروسک بخریم .هر جا می رفتیم نمی پسندیدیم تا آخر رسیدیم به مغازه یه پیرمرد مهربون و یه خرس ناز و خوشکل خریدیم .ساعت 10 بود با یه تاکسی اومدیم تا خونه بعد غذا با هم خوردیم و بعد نشستیم با مینو جونم تو اتاق کمی حرف زدیم و مسواک زدیم و بعد خوابیدیم... چه قدر مینو جونم مهربونه همش تو این لحظات به فکر من بود که راحت باشم

صبح روز بعد  من دوباره با صدای مینو جونم که کنارم اومده بود بیدار شدم حس کردم تو بهشت بیدار شدم .بعد رفتیم صبحانه خوردیم و رفتیم تو اتاق با مینو جونم درس ریاضی عمومی کار می کردیم چون فرداش امتحان داشت .در کنار هم درس ریاضی رو تمرین کردیم  همه از این درس فراری هستند اما واسه مینو جونم شده بود درس عشق و حال... ظهر غذا خوردیم و بعد نمازخوندم دوباره تا ساعت 7 درس خوندیم و بعد خواهر مینو با پسر کوچولوش اومد اونجا شام رو کنار هم خوردیم .مانی خیلی بانمکه و شیطونه و یاد گرفته که منو عمو منصور صداکنه بعد با مینو جونم رفتیم تو اتاق وسایل منو جمع و جور کردیم و بعد مسواک و به عشق هم خوابیدیم .صبح دوباره با صدای مینو جونم بیدار شدم و با هم رفتیم صبحانه خوردیم من لباس پوشیدم مینو جونم هم آماده شد بابا هم ماشین رو روشن کرد .اول رفتیم مینو رو تا ایستگاه اوتوبوس پیاده کردیم که بره دانشگاه ، همون لحظه من پیاده شدم و تو چشمای عشقم نگاه کردم که جز پاکی و صداقت چیزی نداره با هم خداحافظی کردیم و بابا منو تا ترمینال  همراهی کرد و بعد از خداحافظی من سوار شدم که برگردم اصفهان...

تو راه برگشت همش شکر خدا رو می کردم که مینو جونم رو به من داد .آرامش واقعی رو فقط کنار مینو حس میکنم

 

چندی است که بیمار وفایت شده ام

در بستر غم چشم به راهت شده ام

این را تو بدان اگر بمیرم روزی

مسئول تویی که من فدایت شده ام


 

مینو تنها کسم بعد از خدا فقط تو رو دوست دارم

 

                     

 

[ 90/10/01 ] [ 17:12 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دوست دارم

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام
 دستاتو میگیرم

یه وقت تنها
نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دم درهم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم
 کاری شم



میدونم که
 یه وقت هایی دلت میگیره از کارم
روزای که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری







قشنگه ردپای
 عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقت های دلت میگیره ازکارم
روزایی که حواسم نیست بگم
 خیلی دوست دارم

تو هم مثل منی انگار
  از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو می خوای

 یه جورایی خود آزاری

دوستت دارم همسر مهربانم مینو جونم

ساده و بی ریا

[ 90/09/28 ] [ 12:41 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مینو برای خوشبختیت همیشه در تلاشم

سلام به نفسم مینو جونم

و سلام به تمام دوستای عزیز که با نظر های زیباشون ما رو همیشه شاد و خوشحال می کنند .الان که دارم این مطلب رو درج می کنم مینو جونم داره تو دانشگاه غذا میخوره، خدا رو شکر اینقدر دلامون نزدیکه که می دونیم  ثانیه به  ثانیه داریم چیکار می کنیم و از حال هم خبر داریم .خدایا شکرت...

نفسم مینو دانشجوی نرم افزاره و درساشون سخته اما مینو من و خدا رو داره ،خودم کمکش می کنم مثلا هفته قبل که پیشش بودم با هم 70 تا برنامهc++  درست کردیم خیلی خوب شده بود بعد همه سورس برنامه ها رو پرینت کردیم و یک جلدcd  هم براش درست کردیم ،خیلی ناز شده بود خیلی خیلی ناز شده بود خیلی خیلی خیلی ناز شده بود

وقتی تمام شد مینوی من خوشحال بود خوشحالی رو تو وجودش حس می کردم منم از خوشحالیش خوشحال بودم .

مینو جونم تا منو داری غم نداری ...

الهی من بمیرم که الان سر کلاسی می خوای پروژه رو تحویل بدی و استرس داری اما من اینجا دارم دعا می کنم گلم

انشالله به یاری خدا استاد یه نمره عالی بهت میده و پیش همه دانشجویان کلاس تشویقت می کنه الهی دورت بگردم من دوستت دارم ،بعد از خدا فقط تو مینو جونم...

خدایا مینوی منو سرفراز کن

انشالله...

راستی هفته پیش رفتیم بازار خانومم  2 تا گوشی داشت ،یکی htc و یکی نوکیا 6300 که رفتیم فروختیم هر دوتا رو و یک گوشی نوکیا 7230 خریدیم. خیلی نازه خیلی خیلی نازه خیلی خیلی خیلی نازه من و مینو خیلی دوسش داریم خیلی خیلی دوسش داریم

دیروز مینو جونم بهم گفت منصور جونم دلم  تم و برنامه دیکشنری می خواد ،منم امروز براش 500 تا تم و برنامه دیکشنری آماده کردم ،من نوکر مینو جونم هستم و دوسش دارم نمی زارم آب تو دلش تکون بخوره

دوستت دارم تنها امید زندگی ،بعد از خدا فقط تو مینو جونم

 

                                     

[ 90/09/10 ] [ 13:27 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

همسرم دوست دارم مينو جونم


همسر عزيز و مهربانم مينو جونم دوست دارم بعد از خدا فقط تو مينو جونم نفسم مهربانم نوكرتم

آرامش من فقط وقتي است كه با تو هستم در ياد ،قلب و در كنار تو نفسم مينو جونم دوست دارم بوس بوس بوس بوس


 

[ 90/09/07 ] [ 14:8 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مینو جونم دوست دارم بعد خدای مهربون

سلام به خدا و بعد سلام به مینو جونم ، بعد از خدا فقط تو مینو جونم عزیزم

خانومم خیلی تو اینترنت گشتم یه مطلب بذارم خوشحالت کنم اما هیچکدومش به دلم ننشست مینو جونم

،خانومم برا همین گفتم خودم بنویسم حرف دلمو ساده و بی ریا بهت میگم دوست دارم مینو جونم

بی تو نمی تونم حتی یه لحظه نفس بکشم نفسم به نفست بسته مینو جونم دوست دارم بوس بوس خانومم

خدایا شکرت خدایا شکرت که مینو رو به من دادی

مینو جونم دوست دارم ، دارم برا هفته دیگه ثانیه شماری میکنم که انشالله بیام پیشت بوس بوس عاشقتم

خدایا شکرت که مینو ماله منه

بوس بوس

[ 90/08/25 ] [ 17:6 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

2روز کنار من بود...

سلام به همه

حالتون خوبه؟ دماغاتون چاقه؟ اوضاعتون روبه راهه؟ امیدوارم هر کجای این کره خاکی نفس میکشید سلامت و خوشبخت باشیدکلی حرف باهاتون دارم.حوصله دارید؟

منصورجونم پنجشنبه ساعت ۷صبح سوار اتوبوس شد و به خاطر من اومد اهواز.الهی برات بمیرم کلی خسته شدی توی راه ولی در عوض کنار هم یه عالمه خوش گذروندیم.وقتی اومد خونمون یه گل و یه کادوی ناز دستش بود.الهی فدای دستات بشم منخلاصه بعد از اینکه نماز مغرب رو خوند رفتیم بازار و به سلیقه من لباس خرید.وای چقدر این ۲روز خوش گذشت...کنار هم غذا میخوردیم کنار هم می نشستیم تلویزیون نگاه میکردیم حرف میزدیم.شبها من توی اتاق میخوابیدم و منصور توی پذیرایی صبح خودم بیدارش میکردم واسش حوله میبردم وای چه زود گذشتجمعه صبح برای اولین بار گرمای تن هم رو حس کردیم .چقدر بوسه هاش شیرین و فراموش نشدنیهمامان و بابا خیلی از منصور راضی هستن و خیلی دوستش دارن همش میگن مینو قدر منصور رو بدون...راستی بالاخره سوغاتی هایی که از محمود آباد واسش خریده بودم رو بهش دادم البته قابلش رو نداشت.منصور شنبه صبح برگشت اصفهان وای دوباره تنها شدم.کل خونه بوی عطر منصور رو میده آخ که دلم واسش یه ذره شده.کاش زود زود زود پنجشنبه هفته دیگه بیاد.......

 

 

منتظر لحظه ی دیدار تو هستم

     سهل است بگویم که گرفتار تو هستم

           هر چند که دور از منی و من ز تو دورم

                  بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

 

خدایا شکرت که من و منصور مال هم هستیم...هیچوقت ما رو از هم جدا نکن

همتون رو به خدای بزرگ میسپارم

[ 90/08/22 ] [ 17:44 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

یا صاحب الزمان ادرکنی

مهدي منتظر اگر ، دمي به ما نظر كنـــــــــــــد            

جهان تيره را يقين ،بدل به ملكِ زر كنـــــــــــــد

به حكم گفتــــــه هاي او ، اگر زمان گذر كنـــد           

زِ راه و رسم جـاريش ، سِزَد بســـي حذر كند

كــــــــــلام آسمانيش، به ســــــينه ها اثر كند        

نگاه هاي قُدسيش ،  زِ سيــــنه دفع شر كنـد

دمي ز مصلــــــــــحت اگر ، عِـذار جلوه گر كند                 

قلوب غصه دار را ، تحـولي دگر كنــــــــــــــــــد

حجاب غيبتش اگر ، به امر حق زِ‌ ســـــر كنــد             

ضيــــاء مِهـــر پاك را ، نشان تاج ســــــــــر كند

نور هدي اگـــــر دمي ، شبِ سيه ســـحر كند         

 اساس هر چه فتنه را ، فكـــنده بس هنر كنـد

دعـــــــــــاي سوزمان اگر  ،  حقيقــــــتاً اثر كند         

نسيم صبح آن زمان ، ســـپيده را خبر كنــــــــد

********************

خدایا فرج امام زمان (عج) را نزدیک بفرما

خدایا شکرت

مینو جونم دوست دارم بعد از خدا

عصر جمعه قلب من و نفسم مینو جونم به یاد و عشق امام زمان (عج) می تپه...

یادش بخیر روز خواستگاری مینو جونم( یا صاحب الزمان ادرکنی)

خدایا شکرت که مینو رو به من دادی تا نوکریشو کنم

[ 90/08/13 ] [ 16:50 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مال هم شذیم...

سلام  به منصور و تمام دوستای گلی که الان دارن این مطلب رو میخونن

امشب یکشنبه ۸ آبان ۹۰ مادر و پدر و منصورجون اومدن خونمون برای بله برونامشب خونمون شلوغ پلوغ بود من و مامان و بابا و ۲خواهرم و ۱برادرم و یکی از دامادامون و مانی بچه خواهر بزرگم که نمکه جمع بود.وای چقدر خوش گذشت...وقتی بزرگترا حرفاشونو زدن مادرمنصور حلقه رو دستم کرد..خیلی نازه خیلی دوسش دارم یه جعبه خوشکل بزرگ که توش پارچه و تربت امام حسین بود هم بهم دادن. بعد من و منصور و بابام و باباش رفتیم توی هال و صیغه محرمیت رو خوندیم به مدت ۱سال و۱۳۷۲ سکه مهریه و نامزد شدیمآخیش خیالمون راحت شد...واااااااای اگه بدونید چقدر استرس داشتیماخ جون از هفته دیگه منصور جون اخر هفته ها اهوازه پیش منهخیلی دوستت دارم منصور ....بالاخره بهم رسیدیم.حورااااااااااااااخدایا شکرت میدونم کارتو بود خدا جون..بهت تبریک میگم منصورم نامزد عزیزم انشاالله به پای هم پیر بشیم .خیلی زحمت کشیدی انشاالله لایقت باشم فرشته پاک الهی....

[ 90/08/08 ] [ 23:52 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

نفسم مینو دوست دارم

سلام به خدا بعد سلام به نفسم مینو جونم چشماتو ببند گلم وقتی من میام پیشت انشالله اینجوری میام فکرشو بکن خیلی دوست دارم خیلی ،خدایا شکرت 


[ 90/08/05 ] [ 20:29 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

الهی دورت بگردم منصورم

...............♥♥##♥♥
.........♥#########♥
.....♥#############♥
...♥###############♥.......................♥♥##♥♥
..♥#################♥............♥##########♥
....♥#################♥......♥#############♥
......♥#################♥..♥###############♥
........♥#################♥################♥
...........♥################################♥
...............♥#######منصور جون#########♥
..................♥#########################♥
....................♥######################♥
........................♥##################♥
...........................♥##############♥
............ ..................♥##########♥
.................................♥#######♥
...................................♥#####♥
.....................................♥###♥
.......................................♥#.♥
.........................................♥
.........................................♥
........................................

............................. ....... .♥
............................. .......♥
................................ ..♥
................................♥
.............................♥
..........................♥
.....................♥
................♥
.........♥
......♥
....♥
......♥......................♥...♥
..........♥.............♥............♥
..............♥.....♥...................♥
...................♥.....................♥
................♥......♥..............♥
..............♥.............♥....♥
.............♥
...........♥
..........♥
.........♥
.........♥
..........♥
..............♥
...................♥
..........................♥
...............................♥
.................................♥
.................................
[ 90/08/05 ] [ 0:17 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

یه خبر خوش...

سلام سلام صد تا سلام...

وای امشب خیلی خوشحالم میدونید چرا؟؟؟؟؟چون بابای منصور امشب زنگ زد خونمون با بابام حرف زد و قرار یکشنبه هفته دیگه رو واسه بله برون گذشتوااااااااااااااااای هفته دیگه این موقع من و منصور جون نامزد شدیم و خلاص...............دوووووووووووووووووووووووووستت دارم منصورم عزیزم نفسم عشقم

              

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود

از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود


(این شعر هم واسه تو دوست عزیزه که به کلبه پر از عشق و کوچیک من ومنصور سر زدی)

[ 90/08/02 ] [ 23:51 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مينووووووووووووووووو از دوريت دارم ميميرم

به اندازه‌ی تو کسی نیست که بتونه غممو کم کنه
بدونه یه وقتایی لازمه که تنهام بذاره و ترکم کنه

کسی نیست مثل تو با صداش بخوابم و رو ابرا بیدار شم
همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد اسممو به یادم آورد
منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد

به اندازه ی تو کسی نیست که دستام به دستاش عادت کنن
یه جوری کنارم نشستی همه به آرامش من حسادت کنن

کسی نیست مثل تو با صداش بخوابم و رو ابرا بیدار شم
همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد اسممو به یادم آورد
منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد


[ 90/08/01 ] [ 20:13 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دوست دارم خانومم مینو جونم بوس

یه مدته وقتی شبا می خوابی     بیدار می مونم واسه لمس دستات



ساعت دیواری اگه بزاره             گوش میدم به آروم نفس هات



یه مدته وقتی شبا می خوابی         بیدار می مونم تا ببینمت خوب



یه دل سیر ببوسمت نفهمی             آروم تر بخوابی نازه محبوب


یه مدته وقتی شبا می خوابی         هوای کوچه دلــــــــــــــــم آبیه


تمامه حجمه بسته اتاقم                غرقه سکوته غرقه خوشحالیه 

 

مینو جونم با تو غرقه خوشحالیم و آرامش

دوست دارم بوس

[ 90/07/30 ] [ 10:22 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مينو جونم تقديم به تو....

[ 90/07/29 ] [ 19:41 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دوستت دارم منصورم

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم
منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم
تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم

 


[ 90/07/29 ] [ 14:43 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مینو دوست دارم بعد از خدا نفسم عاشقتم

سلام به خداي بزرگ و سلام به همسر مهربونم مينو جونم

خداي شكرت خداي شكرت شايد بپرسيد چرا؟؟؟؟؟!!!!

آره خداي شكرت به خاطر اينكه روز سه شنبه 90/07/19 مامانم به مامان مينو جونم

 زنگ زد و جواب خواستگاري رو گرفت!!

 جواب مثبت بود و خدا رو شكر اونا منو به غلامي و نوكري مينو جون قبول كردندو

 قراره انشالله تا هفته آينده ما بريم براي نامزدي انشالله خدايا شكرت خدايا شكرت خدايا شكرت

 از اون لحظه يه حس مسوليت و تعهد زندگي بهم دست داد به خودم و خدا و

 نفسم مينو جون قول دادم بيش از قبل براي خوشبختيمون تلاش كنم

و از همون لحظه محكم و استوار به پشتوانه مينو جونم رفتم سر كار ،

اينم بگم خدا خيلي كريمه و رحيم از اون روز خيلي رزق ما رو بيشتر كرده خدايا شكرت

 به پشتوانه و دلگرمي مينو جونم خانومم روز سه شنبه من درس معرفي به استادم

هم قبول شدم با نمره 16 و فرم تصويه حساب رو گرفتم و

اين هفته انشالله برگ فارغ التحصيلي رو ميگيرم ،

 نفسم مينو جونم هم داره با آرامش به تحصيل و دانشگاه ادامه ميده منم كنارشم و

 تو تمامي مراحل زندگي پا به پاي اون ميام انشا الله و هميشه ناز شو خودم مي كشم

 خودم بهش فقط محبت مي كنم فدات بشم

مينو جونم دوست دارم بعد از خدا عاشقتم خانومم بوس

 نوكرتم به مولاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مينوجونم خانومم خدايا شكرت

[ 90/07/29 ] [ 10:28 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

خاطرات تکرار نشدنی من و منصور

ما ۲۰ تیر ۹۰ خیلی اتفاقی توی ی شب دلگیر اشناشدیم.راستش اولش بی انگیزه و بی هدف قبولش کردم و فکر میکردم بعد از چند روز تنهام میذاره اما یه اتفاقاتی افتاد که باعث شد خیلی زود به هم وابسته بشیم.محبت وعشق پاکش منو دیوونه کرد توبدترین شرایط زندگی عین یه مرد واقعی ک این روزا فقط تو قصه ها پیدا میشه پشتم ایستاد وبهم دلگرمی داد .من زندگی رو مدیون منصورم...به خودم اومدم دیدم ای دل غافل تمام زندگیم پرشده از عطر و خاطرات منصور...جوری که نفسم به نفس منصور بسته شده.اول مهر بود که مادر منصور با مادر من برای خواستگاری صحبت کرد و مادرم اجازه خواست که با پدرم مشورت کنه.......


ادامه مطلب
[ 90/07/18 ] [ 13:31 ] [ مینو ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مینو عزیز دل منصور دستت درد نکنه با وبلاگ نازی که درست کردی

به نام خداوند مهربان و بخشنده

با سلام به خدای بزرگ و یگانه 

و بعد از آن سلام فقط و فقط به عزیز ترین کس زندگیم عشق واقعی و پاک منصور

مینو که صادقانه ،با گذشت ، ایثار ،مهربانی و هزار توصیف دیگر 

من رو به غلامی خودش قبول کرد

مینو هدیه ای بود از جانب خدا به منصور

زمانی که دیگه هیچ امیدی به زندگی نداشتم خدا اون رو به

 من هدیه داد عشقی که صادق و مهربان هستش خدایا شکرت

مینو کسی هستش که منصور رو با

 همه بدی هاش قبول کرد این افتخار برا منصور ایجاد شد که

 تا وقتی جون دارم نوکرش باشم مینو جونم عاشقتم دوست دارم

عزیزم مینو جونم دست  درد نکنه وبلاگ نازی درست کردی دستتو میبوسم

ساده بگم دوست دارم  ساده بگم سادگی هاتو دوست دارم مینو جونم

به چشمانم آموختم که هر کس

جز مینو ارزش دیدن نداره

 مینو همسر عزیز منصور

 

 

 

 

 

 

 

[ 90/07/18 ] [ 10:17 ] [ منصور ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


ابزار وبمستر

ابزار وبمستر