سلام به نفسم مینو جونم و تمام دوستای عزیز
بعد از 2 ماه اومدم خیلی سخت گذشت
اما دوست دارم سختی هاشو بنویسم تا همه بدونن
من ومینو جونم برای به هم رسیدن چقدر سختی کشیدیم
و این نتیجه عشق پاک و صادق 
مینو جونم هست
چقدر سخت بود لحظاتی که گوشی تلفن خاموش کردم روز جمعه ساعت 12 دقیقا
دوم دیماه برای اعزام سوار اتوبوس بشم
چقدر سخت بود لحظاتی که رسیدم سر در پادگان آموزشی دیدم دلم گرفت بر می گشتم
پشت سرمو میدیدم شاید راهی بود برای برگشت
که نبود فقط انتظار
چقدر سخت بود لحظاتی که می خواستم اولین شب سر روی بالشت بزارم و بخوابم
اما صدای مینو رو نشنیده باشم
چقدر سخت بود لحظات صبح روز اول داشتن توجیح می کردن اما حواسم به نفسم بود
الان کجاست چی کار می کنه داره می ره دانشگاه ؟؟ کسی اذیتش نکنه؟؟؟ 
چقدر سخت بود لحظاتی که فکر می کردم الان درد و دل هاش به کی میگه وقتی ناراحته چه
طور آروم میشه
(کی اشکات و پاک میکنه شبا که غصه داری....)
چقدر سخت بود لحظاتی که غروب پادگان دلم می گرفت می دونستم دل مینو هم گرفته
چقدر سخت بود لحظاتی که لب جوی آب تو پادگان می نشستم و به عشقم فکر میکردم آه
می کشیدم
چقدر سخت بود لحظاتی که امتحان داشت دلم می خواست دلداریش بدم روحیه بهش بدم
چقدر سخت بود لحظاتی که دلم برای اس ام اس هاش تنگ شده بود
چقدر سخت بود لحظاتی که دلم می خواست مینو قهر کنه من نازشو بخرم قربون صدقه اش برم
چقدر سخت بود لحظاتی که شنیدم مرخصی میان دوره لغو شد 
(اما به یاری خدا آخر فرمانده به من با متاهل ها مرخصی داد)
چقدر سخت بود لحظاتی که این شعر رو می خوندم تمام وجودم می لرزید بغض تو گلوم گیر می کرد
(کی با یه جمله مثل من می تونه آرومت کنه .....)
چقدر سخت بود لحظاتی که دلم می خواست برا دوریش گریه کنم
اما غرور مردونگی نمی گذاشت
جلوی آدم ها گریه کنم و همش قدم می زدم ُفقط من پیش مینو گریه می کنم!!!!!
چقدر سخت بود لحظه ای که سر گروهبان بهم توهین کرد
دلم می خواست بزنمش
اما فقط به
خاطر اینکه به مینو زود تر برسم و مشکلی پیش نیاد تو وجودم شکستم.....
چقدر سخت بود وقتی میان دوره رفتم اهوازموقع خدا حافظی پاهام می لرزید نمی خواستم برگردم
چقدر سخت بود لحظاتی که پشت تلفن فهمیدم کسی مزاحم نفسم شده دلم می خواست از رو
زمین محوش کنم
اما تو حصار بودم( البته با تلفن آدمش کردم) من پشت و پناهه مینو هستم مرد
زندگیش هستم یه وقت ها میشه که شاید دلم از پر کاه نازک تر میشه و سر کج می کنم و گریه میکنم
خیلی مهربون
یا هر کاره دیگه فقط جلوی مینو جونم اما یه وقت هایی هم که مثل یه مرد
با
روحیه خشن مردونه میشم پشت و پناهش میشم کوهی که به راحتی مینو جونم بهش تکیه کنه
چقدر سخت بودلحظاتی که حس می کردم پشت تلفن مینو جونم به من بیشتر نیاز داره و این دقیقه
های کم که صحبت می کنیم بازم نمی تونه جای منو پر کنه


چقدر سخت بود لحظات غروب جمعه تو پادگان وای خدای من ، بدون مینو دیونه کننده بود
چقدر سخت بود لحظاتی که خودمو می خواستم کنترل کنم اما بازم پشت تلفن صدا گریمو
شنید...........
چقدر سخت بود لحظاتی که یکم دیر می شد زنگ بزنم وجودم استرس می گرفت
چقدر سخت بود لحظاتی که مینو نفسم دیر جواب می داد از نگرانی می مردم
چقدر سخت بود لحظاتی که دیگه صبر نداشته باشی عصبی بشی من که خیلی صبورم دیوانه
شده بودم
چقدر سخت بود لحظاتی که تو پادگان می رفتم کنار جایگاه شهدای گمنام و باهاشون حرف می
زدم و...
چقدر سخت بود لحظاتی که به هر جا نگاه می کردم فقط مینو رو می دیدم فقط و فقط مینوووووووووو

چقدر سخت بود لحظاتی که دیگه هیچ امیدی نداشتم اما فقط به عشق
برگشتن دوباره و رفتن
پیش مینو جونم آروم می شدم
چقدر سخت بود لحظات در کنار باجه تلفن
چقدر سخت بود لحظات سکوت که پر از درد بود

چقدر سخت بود لحظات گریه کردن نفسم پشت تلفن
که دلم می خواست
دنیا نباشه اما مینو گریه نکنه
چقدر سخت بود سخت بود سخت بود وای خدای من
دیگه توان نوشتن ندارم با این همه سختی ها ولی جفتمون تحمل کردیم و الان در کنار هم هستیم.
من وقتی برگشتم اصفهان 2 روز رفتم اهواز پیش نفسم و امروز برگشتم خونمون.
2 روز خیلی خوب بود.من و مینو رفتیم شهربازی ...
خیلی خوش گذشت
لحظاتی که تو آغوش هم بودیم عالی بود ... 
خلاصه خیلی خوب بود این ۲روز خیلی خندیدیم
تمام این سختی ها با 2 تا قطره اشک از بین رفت و دوباره زنده شدم با نوازش ها
بوسه ها 
بهار تو دلم
شکل گرفت . تو آغوش گرمت زندگی واقعی بود.....
دلم برا همه لحظایی که گزارش ثانیه به ثانیه میدیم به هم که الان کجاییم داریم
چی کار می کنیم و... تنگ شده
همسرم وقتی دلتنگیت رو خوندم خیلی خدا رو شکر کردم که الان کنار هم هستیم و
همدیگه رو دوست داریم
بعد از خدا فقط تو
مینو جونممممممممممممم بی تو من رنگ و بویی ندارم 
همین جا جلوی همه میگم من تا آخر عمر مدیون صبر
،شکیبایی، مهربانی
، پشتیبانی، دلگرمی،
بخشش هات هستم مینو جونم
دیگه هیچ وقت تنهات نمیگذارم دیگه تحمل ندارمممممممممممم 
دوست دارم مهربانم 
اما هرچه هست تو مال من هستی و من مال تو ای مهربان ترین همسر دنیا
خدایا شکرت مینو مال منه

راستی به لطف و برکت مینو جونم و دعا هاش من افتادم اصفهان ادامه سربازی رو 
دیگه نمیزارم احساس تنهایی و قربت و دلگیری داشته باشی نفسم

یا علی
برا من و مینو جونم دعا کنید 