تبليغاتX
اگر عاشق دوستاتی بیا تو


اگر عاشق دوستاتی بیا تو

به این خاطر هستیم که بمانیم باعشق!!!!!

صل الله علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع) یا ضامن آهو! السلام علیک یا علی بن الموسی الرضا المرتضی

سلام سلام

انقدر خوشحالم که هیچ کس باورش نمیشه از خوشحالی چشمام توانای دیدن چیزی رو نداره از شوق

چشمانم بارونیه

اخه همین حالا فهمیدم نفسم دو شنبه می خواد بره مشهد البته ما با همیم ولی از نظر جسمی اون میره ....

http://www.cubeupload.com/files/57f600dostan035.jpg

اینم عکس خودمه 1 ماه قبل عجب صفایی داره دمه دره باب الجواد بشینی نگاه به حرم ......!!!!

صحن رضوی چه با حاله....

خیلی خوشحالم........

خدایا شکرت.....

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام

خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 20:35 توسط PAT&MAT| |

تو گفتی گریه کن تا آروم بشی ...

آره... یه وقتهایی با گریه آروم میشدم...

دیگه هر چقدر هم اشک بریزم بازم آروم نمیشم...

دیگه تا کنار پنجره می ایستم بی خودی بغض میکنم ...بی قرار میشم...

تو گفتی بیا با خودم حرف بزن ...به خودم بگو...

نمیتونم...اگه با حرف نزدن بمیرم ...میمیرم و هیچی نمیگم...

تو گفتی دستتو بده به من و از اون گوشه بلند شو...آخه این جا هم جا شد تو میشینی؟؟؟

ولی من دلم میخواد همیشه این گوشه خودمو مخفی کنم...

به زور خندیدم تا غصه نخوری

به زور جلوی اشک هامو گرفتم تا غصه نخوری ...

به زور غذا خوردم تاغصه نخوری ...

گفتی الان حالت خوبه؟...بهت دروغ گفتم که آره

گفتی ناراحت نیستی؟...بهت دروغ گفتم که نه

گفتی حوصله ی منو داری؟...بهت دروغ گفتم که آره

گفتی دلت گرفته؟...بهت دروغ گفتم که نه

من واسه قلب مهربونت بمیرم که منو تحمل میکنه...

دیگه تحمل خودمم واسم سخته...

دیگه به یه جایی رسیدم که آخرشه...

.

از این شبانه خسته ام

از این ترانه خسته ام

از این بهانه خسته ام

مگر گناه من چه بود؟

بهار هستیم فنا

مگر چه کرده ام خدا؟

عذاب بی خطا چرا؟

مگر گناه من چه بود؟

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:31 توسط PAT&MAT| |

عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است [۱]، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند.

عشق و احساس شدید دوست داشتن می‌تواند بسیار متنوع باشد و می‌تواند علایق بسیاری را شامل شود.

در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی می‌تواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی می‌بشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح‌دوستی و انسانیت در تطابق است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف دانست که فرد آنرا دریک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم می‌کند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند: علاوه بر عشق رومانتیک که ملغمه‌ای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق افلاطونی ، عشق مذهبی ، عشق به خانواده را می‌توان متصورشد و درواقع این کلمه را می‌توان در مورد هرچیز دوست داشتنی و فرح بخش مانند فعالیت‌های مختلف و انواع غذا به کار برد. «گراهام را دوست دارم». در زبان یونانی برای انواع مختلف عشق کلمات متفاوتی وجود دارد و درواقع کلمه عشق در زبان یونانی در قالب کلمات متعدد بیان می‌شود، اما در انگلیسی این کلمه با یک قالب هزاران معنی را تداعی می‌کند.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:54 توسط PAT&MAT| |

زیباترین بهارم پایان انتظار است         گر برسد نگارم بهار در بهار است

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:22 توسط PAT&MAT| |

 

تسلیت                               تسلیت                                       تسلیت 

 انا لله و انا الیه راجعون !

سلام به همه دوستای عزیزم امروزخبر خیلی ناراحت کننده ای شنیدم

<<<<<دوست عزیز و با معرفتم سید جواد>>>>>

بعد از گذشت حدود 2 ماه در کما در گذشت....

جهت شادی روحش صلوات ...

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

خدایا تو را می پرستم و تنها تو را دوست

 دارم خدایا به من قدرتی عطا کن که

 بتوانم آن باشم که تو می خواهی .

 خدایا تو را در بی کسیهایم به چشم دل

 نظاره گر بوده ام ، چگونه باید تو را بخوانم؟

 خود نمی دانم.

خدایا این تویی که همه ی وجودم را به

 تو تقدیم می کنم

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:15 توسط PAT&MAT| |

وقتي دستام توي دستات
ميشينه حرفت به قلبم
ميگيره وقتي نباشي
همه چي بيرنگ و من مات
وقتي خيره ام توي چشمات
واسه من مثل يه گنجه
بودنت پايان رنجه
ميميرم از من اگه روزي عزيز دلت برنجه
تو تو آغوش منو من توي آغوش خدا
بي تو نه ستاره و نه قصه و شعر و صدا
دست تو تو دستمه انگاري دنيا با منه
آسمون و دريا و لحظه ي رويا با منه
مگه ميشه بي تو بود؟ مگه ميشه بي تو نوشت؟
تويي كه همسفر جاده سخت سرنوشت
ميمونيم تا آخرش با همو از هم ميخونيم
فاصله يه دريا هم باشه ما عاشق ميمونيم
وقتي دستام توي دستات
ميشينه حرفت به قلبم
ميگيره وقتي نباشي
همه چي بيرنگ و من مات
وقتي خيره ام توي چشمات
واسه من مثل يه گنجه
بودنت پايان رنجه
ميميرم از من اگه روزي عزيز دلت برنجه


بودنت پایان رنجه

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 23:32 توسط PAT&MAT| |

سلام بر تو ای خورشید خورشیدها و ای مونس جان ها!

شقایق های احساس و نسترن های نیاز و بنفشه های عطوفت، نثار گام هایت باد

ای هشتمین شمشاد ولایت!

سلام بر تو ای یاور مستمندان!

درود نرگس و تحیت شمشاد و سپاس یاس و سلام سپیدار بر آستان قدسی ِ پناه ضعیفان و

بارگاه باهر کرامت یار و رواق رفیع شفاعت. ميلادت خجسته باد

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 1:48 توسط PAT&MAT| |

کاش  من هم همسايه ي امام رضا بودم. هر وقت دلم گرفت ميرفتم پيشش.

هر وقت نميتونستم نفس بکشم ،ميرفتم تو حرمش و نفس ميکشيدم.

کاش ..........;کاش اهوي در گاهت بودم مولا جان.......

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 1:43 توسط PAT&MAT| |

سالها تاريخ شمسي گشت و گشت شادمان شد تا شنيد اين سرگذشت روز ميلاد امام هشتم است هشت هشت جمعه هشتاد و هشت

زائري باراني ام آقا بدادم ميرسي؟ بي پناهم، خسته ام،تنهابدادم ميرسي ؟ گر چه آهونيستم اماپراز دلتنگي ام ضامن چشمان آهوهابه دادم ميرسي ؟ ازكبوترهاكه ميپرسم نشانم ميدهند گنبدو گلدسته هايت رابه دادم ميرسي ؟ من دخيل التماس رابه چشمت بسته ام هشتمين دردانه زهرابه دادم ميرسي ؟

بارگاهي كه به شهر مشهد بپاست هم براي من مدينه هم كربلاست خاك پاكش را غرق بوسه مي كنم چون كه جاي پاي اربابم رضاست..

اي پسر فاطمه، نور هدي سبزترين باغ بهار خدا با تو دل از غصه رها مي شود پاكتر از آينه ها مي شود اي گل گلزار خدا، يا رضا آينه ي قبله نما يا رضا .... ميلاد هشتمين امام، هفتمين قبله و دهمين كشتي نجات آقا امام رضا (ع) بر شما مباركباد
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 1:35 توسط PAT&MAT| |

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد

بدون واسطه دم از حد نخواهد زد

گدای کوی رضا شو که این امام رئوف

به سینه احدی دست رد نخواهد زد

.ولادت امام رضا مبارک باد

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 0:38 توسط PAT&MAT| |


Design By : Night Skin